کد خبر : 20166
تاریخ انتشار : شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۷:۰۵

بنام او که هستی، نام از او یافت/زمین جنبش، جهان آرام از او یافت

نامه سرگشاده اعضاء کمیته رفاه و تامین اجتماعی (جمعی از مدیران، کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه رفاه و تأمین اجتماعی به رئیس‌جمهور محترم)

نامه سرگشاده اعضاء کمیته رفاه و تامین اجتماعی (جمعی از مدیران، کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه رفاه و تأمین اجتماعی به رئیس‌جمهور محترم)
«پیش از آنکه ناترازی به بحران و بحران به نقطه بی‌بازگشت تبدیل شود»

جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان

رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران

با سلام و احترام

به گزارش صبح تجارت: ما جمعی از مدیران، کارشناسان، صاحب‌نظران و دغدغه‌مندان حوزه رفاه، تأمین اجتماعی، کار، تعاون و صندوق‌های بازنشستگی  و با اعتقاد به ضرورت اصلاح حکمرانی، بازگشت به خرد جمعی و کارشناسی و تحقق دولت وفاق ملی، با تمام توان و سرمایه اجتماعی خویش در سراسر کشور در حمایت از جناب‌عالی کوشیدیم، امروز نیز خود را نه در جایگاه منتقدی بیرون از میدان، بلکه در جایگاه همراهانی نگران، دلسوز و مسئول می‌دانیم که نمی‌توانند در برابر روندهای نگران‌کننده موجود سکوت کنند.

این نامه نه از سر سهم‌خواهی سیاسی است و نه مطالبه موقعیت و منصب؛ نه برای نفی دولت نوشته شده و نه برای تخریب مدیریتی خاص.

این نامه، حاصل یک نگرانی ملی است.

نگرانی از اینکه یکی از مهم‌ترین ارکان امنیت اجتماعی کشور، در شرایطی که نیازمند تصمیم‌های بزرگ، دشوار و مبتنی بر دانش است، بیش از اندازه درگیر روزمرگی، تغییرات مدیریتی، تعارض منافع و فقدان یک راهبرد روشن و یکپارچه شده باشد.

ما هنوز به دولت چهاردهم و شخص جناب‌عالی امیدواریم و دقیقاً به همین دلیل، سخن می‌گوییم.

وزارت تعاون، کار ورفاه اجتماعی یک وزارتخانه معمولی نیست

این وزارتخانه  را نمی‌توان در شمار وزارتخانه‌های صرفاً اجرایی قرار داد.

این وزارتخانه با زندگی میلیون‌ها کارگر، بازنشسته، مستمری‌بگیر، بیمه‌شده، کارفرما، تعاونگر، مددجو و خانواده‌های آنان پیوند مستقیم دارد و از طریق سازمان تأمین اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی و مجموعه‌های اقتصادی وابسته، بخش عظیمی از منابع و تعهدات اجتماعی کشور را مدیریت می‌کند.

برای درک ابعاد مسئله کافی است بدانیم سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرده است که برای پرداخت مستمری بیش از ۵.۲ میلیون بازنشسته و مستمری‌بگیر، ماهانه بیش از ۱۴۰ هزار میلیارد تومان منابع نیاز دارد و حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان دیگر نیز ماهانه برای درمان ۴۷ میلیون نفر تحت پوشش هزینه می‌شود؛ مجموع هزینه‌های ماهانه سازمان حدود ۲۲۵ هزار میلیارد تومان برآورد شده است.

این ارقام، صرفاً اعداد حسابداری نیستند؛ پشت هر عدد، زندگی میلیون‌ها انسان قرار دارد.

از همین منظر، هر تصمیم در این وزارتخانه، آثار آن از ساختمان وزارتخانه فراتر می‌رود و مستقیماً به سفره مردم، اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی کشور منتقل می‌شود.

بحران، فقط بحران پول نیست!

 

جناب آقای  رئیس‌جمهور؛

اگر مسئله صندوق‌های بازنشستگی را صرفاً کمبود منابع بدانیم، عملاً صورت مسئله را کوچک کرده‌ایم.

مسئله امروز، دست‌کم سه ناترازی هم‌زمان است:

نخست ـ ناترازی مالی

هزینه‌ها و تعهدات است. در بخش‌هایی از نظام تأمین اجتماعی با منابع پایدار فاصله گرفته‌اند.

دوم ـ ناترازی بین‌نسلی است.

بخشی از تعهداتی که امروز ایجاد می‌کنیم، هزینه‌هایی است که نسل‌های آینده باید تأمین کنند.

سوم ـ ناترازی حکمرانی است.

ساختار تصمیم‌گیری، نظام انتصابات، حکمرانی شرکتی، مدیریت دارایی‌ها، نظارت و پاسخگویی، در همه بخش‌ها متناسب با حجم و پیچیدگی مأموریت‌ها توسعه نیافته است.

و به باور ما، ناترازی سوم از همه خطرناک‌تر است.

زیرا اگر حکمرانی اصلاح نشود، تزریق منابع جدید صرفاً می‌تواند عمر یک ساختار ناتراز را کمی طولانی‌تر کند.

استحضار دارید در سنوات اخیر به علت عدم امکان ایفای تعهدات در صندوقهای بازنشستگی از طریق وصولی درآمد وهمچنین عدم امکان  پرداخت کامل مطالبات صندوقهااز طریق دولت صندوقها ناچارا با استقراض بانکی ،اوراق و…تعهدات خودرا به سختی ایفا می نمایند.

حتی در شرایط خاص سال گذشته، سازمان تأمین اجتماعی ناچار شد برای تأمین برخی تعهدات خود متوسل به ابزارهای اعتباری شود .

این واقعیت‌ها را باید به منزله «هشدار» دید، نه نشانه فروپاشی؛ زیرا هنوز امکان اصلاح وجود دارد.

اما نیک استحضار دارید و می دانیم که پنجره اصلاح، همیشگی باز نیست.

نسبت پشتیبانی؛ زنگی که سال‌هاست به صدا درآمده است.

موضوع نسبت پشتیبانی  مهم‌ترین شاخص‌های پایداری نظام بیمه‌ای است.

سازمان تأمین اجتماعی پیش‌تر اعلام کرده بود که نسبت پشتیبانی این سازمان از ۲۴.۸ در سال ۱۳۵۴ به حدود ۵.۴ در سال ۱۳۹۴ کاهش یافته و این مهم در سال‌های اخیر بمراتب هشدار آمیزتر بوده و به کمتر از عدد ۴ در تامین اجتماعی و کمتر از عدد ۱ در صندوق‌ بازنشستگی کشوری رسیده است. و پایین آمدن این نسبت، از مهم‌ترین نشانه‌های فشار بر منابع صندوق هاست.

این روند نشان می‌دهد که مسئله صندوق‌ها یک مس

ئله خلق‌الساعه نیست.

سال‌هاست علائم آن دیده می‌شود.

و دقیقاً به همین دلیل، امروز دیگر نمی‌توان سیاست‌گذاری را به درمان‌های کوتاه‌مدت محدود کرد.

مسئله بنگاه‌داری؛ دارایی هست، نقدینگی نیست

یکی دیگر از پرسش‌های بنیادین، نسبت میان حجم دارایی‌های صندوق‌ها و توان ایفای تعهدات جاری است.

صندوق‌ها و سازمان‌های بیمه‌ای طی دهه‌های گذشته مالک مجموعه گسترده‌ای از شرکت‌ها و دارایی‌ها شده‌اند؛ اما وجود دارایی، الزاماً به معنای وجود نقدینگی، بهره‌وری و بازده مناسب نیست.

اگر دارایی‌های صندوق‌ها بازده کافی ایجاد نکنند، اگر بنگاه‌های زیان‌ده سال‌ها حفظ شوند، اگر انتصابات تابع شایستگی حرفه‌ای نباشد و بر اساس باند وگروه ، ارادت  ، رفاقت ،سفارش پدرخوانده ها و خویشاوند سالاری تداوم یابد.و اگر نظام حکمرانی شرکتی نتواند مدیران بنگاه‌ها را پاسخگو کند، آنگاه دارایی به جای آنکه پشتوانه تعهدات باشد، خود به مسئله‌ای جدید چالشی تبدیل خواهد شد.

از همین رو، خروج از بنگاه‌داری غیرضروری و حرفه‌ای‌سازی مدیریت دارایی‌ها باید یکی از محورهای اصلی اصلاحات باشد؛ موضوعی که خود سازمان تأمین اجتماعی نیز بر ضرورت آن و تکلیف ناشی از برنامه هفتم تأکید کرده است.

از دیگر موارد مهم تعارض منافع است؛که باید خط قرمز حکمرانی صندوق‌هاباشد

 

جناب آقای  رئیس‌جمهور!

صندوق بازنشستگی، ملک دولت نیست.

شرکت ها متعلق به بیمه‌شدگان است، ملک مدیر نیست.

دارایی بازنشستگان، غنیمت هیچ جریان سیاسی و اداری نیست.

این دارایی‌ها امانت بین‌نسلی هستند.

انچنان که یکی از شعارهای اصلی انتخاباتی حضرتعالی بود ، مدیریت صندوقها می بایست به اهل ان سپرده شود متخصصانی ااز بدنه خود سازمان یا افرادی کاملا مسلط واشنا به صندوقها  ومدیری آنها باید بر چهار اصل استوار باشد:

تخصص ـ شفافیت ـ استقلال ـ پاسخگویی.

هرگاه این چهار اصل تضعیف شود، تعارض منافع شکل می‌گیرد و هرچه تعارض منافع بیشتر شود، هزینه آن را در نهایت بیمه‌شده و بازنشسته خواهد پرداخت.

سرمایه‌ای که نباید فراموش شود

 

جناب آقای پزشکیان؛

در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان‌ها و صندوق‌های تابعه، سرمایه انسانی کم‌نظیری وجود دارد.

مدیرانی که ده‌ها سال با مسائل بیمه، بازنشستگی، سرمایه‌گذاری، روابط کار، تعاون، رفاه و حکمرانی صندوق‌ها زندگی کرده‌اند.

بسیاری از همین نیروها در انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم، با امید به اصلاح امور و با باور به شعارهای جناب‌عالی، به میدان آمدند.

امروز بخشی از آنان احساس می‌کنند که نه‌تنها از ظرفیتشان استفاده نشده، بلکه گاه تجربه و تخصصشان در حاشیه قرار گرفته است.

ما این موضوع را از منظر منافع شخصی مطرح نمی‌کنیم.

اگر کشوری سرمایه انسانی متخصص خود را نادیده بگیرد، دیر یا زود مجبور خواهد شد هزینه فقدان آن را از جیب ملت بپردازد.

ما چه می‌خواهیم؟

 

جناب آقای  رئیس‌جمهور؛

این نامه اگر صرفاً به بیان انتقاد ختم شود، ارزش چندانی نخواهد داشت.

از این رو، پیشنهادهای مشخص خود را تقدیم می‌کنیم:

۱- تشکیل شورای عالی اصلاح حکمرانی رفاه و تأمین اجتماعی و صندوق‌های بازنشستگی کشوری- فولاد و هما

با حضور اقتصاددانان، اکچوئرها، متخصصان بیمه و بازنشستگی، کارشناسان سرمایه‌گذاری، مدیران مجرب صندوق‌ها، نمایندگان کارگران و بازنشستگان و صاحب‌نظران مستقل.

۲- تهیه «گزارش ملی پایداری نظام رفاه»

برای هر صندوق، با اعلام عمومی:

دارایی، بدهی، تعهدات آتی، کسری، نسبت پشتیبانی، وابستگی به بودجه، بازده سرمایه‌گذاری، تعداد شرکت‌ها، شرکت‌های زیان‌ده و برآورد اکچوئری ۱۰، ۲۰ و ۳۰ ساله.

۳-  تدوین نقشه راه ۲۰ ساله

اصلاح نظام بازنشستگی نمی‌تواند تابع عمر یک دولت باشد.

باید برنامه‌ای با اجماع ملی و افق حداقل ۲۰ ساله تدوین شود.

۴- تعیین تکلیف رابطه مالی دولت و صندوق‌ها.

بدهی دولت باید به‌صورت شفاف، زمان‌بندی‌شده و با سازوکار قابل ارزیابی تعیین تکلیف شود.

۵- اصلاح نظام انتصابات.

مدیریت صندوق‌ها و شرکت‌های تابعه باید تابع شایستگی، تجربه، سلامت، تخصص و عدم تعارض منافع باشد.

۶- خروج واقعی از بنگاه‌داری غیرضروری.

شرکت‌های غیرراهبردی، زیان‌ده و فاقد توجیه اقتصادی باید با برنامه‌ای شفاف تعیین تکلیف شوند.

۷-اصلاح قوانین هزینه‌زا

هر تعهد جدید بیمه‌ای باید همزمان با تعیین منبع مالی پایدار آن ایجاد شود.

هیچ تعهدی نباید بدون منبع به صندوق تحمیل شود.

۸- تفکیک سیاست‌گذاری از مدیریت اقتصادی.

وزارتخانه باید سیاست‌گذار و ناظر باشد و بنگاه‌های اقتصادی نیز تحت حکمرانی حرفه‌ای و مستقل اداره شوند.

۹-احیای شورای مشورتی متخصصان.

ظرفیت مدیران و کارشناسان باتجربه درون و بیرون وزارتخانه باید به صورت سازمان‌یافته در خدمت سیاست‌گذاری قرار گیرد.

۱۰-واز همه مهمتر واولویت دارتر انتخاب سکانداری شایسته برای وزارتخانه. ه

وزارتخانه‌ای با این گستره مأموریت، به مدیری نیاز دارد که صرفاً مدیر اداری نباشد؛ بلکه

الم، فاضل، متخصص، متعهد، پاکدست، برخوردار از تجربه اجرایی، مسلط بر اقتصاد رفاه، آشنا با نظام بیمه‌ای و صندوق‌های بازنشستگی و دارای قدرت هماهنگی در سطح دولت باشد.

سخن پایانی

 

جناب آقای رئیس‌جمهور؛

ما معتقدیم هنوز فرصت اصلاح وجود دارد.

اما فرصت اصلاح نامحدود نیست.

بحران‌ها معمولاً یکباره متولد نمی‌شوند؛ سال‌ها پیش از آنکه خود را به شکل بحران نشان دهند، علائمشان را آشکار می‌کنند.

امروز بسیاری از این علائم در نظام رفاه اجتماعی کشور قابل مشاهده است.

و امروز یکی از بزرگ‌ترین مسائل کشور، بی‌تردید، آینده نظام رفاه و تأمین اجتماعی ایران است.

نسل امروز از دولت انتظار دارد که حقوق بازنشستگان را حفظ کند؛

نسل آینده از ما انتظار خواهد داشت که آینده آنان را نیز حفظ کرده باشیم.

باشد که با تدبیر جناب‌عالی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از یک دستگاه صرفاً اجرایی، به کانون سیاست‌گذاری هوشمند، عدالت‌محور و پایدار اجتماعی تبدیل شود و نظام صندوق‌های بازنشستگی نیز از مدیریت روزمره و واکنشی، به سوی حکمرانی حرفه‌ای، شفاف، پایدار و بین‌نسلی حرکت کند.

هنوز دیر نشده است؛

اما شاید دیگر فرصت چندانی برای تأخیر باقی نمانده باشد.

ضمنا با عنایت به وضعیت جاری دستور   تخصیص فرصتی برای برگزاری جلسه با چند نفر از اعضای مرکزی کمیته را از حضورتان درخواست داریم

با احترام

جمعی از مدیران، کارشناسان و صاحب‌نظران

کمیته رفاه و تأمین اجتماعی حامی دولت چهاردهم

ـ مردادماه ۱۴۰۵

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

dOHjT4 لطفاً کد نمایش داده شده را وارد نمایید.