کد خبر : 16823
تاریخ انتشار : سه شنبه 5 اسفند 1404 - 16:51

از فولاد کالاگونه تا فولاد زیرساختی:

چرا ارزش افزوده در ذوب‌آهن یعنی امنیت صنعتی و ثبات سودآوری

چرا ارزش افزوده در ذوب‌آهن یعنی امنیت صنعتی و ثبات سودآوری
در دهه‌های گذشته، بخش مهمی از صنعت فولاد ایران در منطق «فولاد کالاگونه» تعریف شده است؛ بازاری که در آن قیمت، تابعی از چرخه‌های جهانی، نوسانات انرژی و سیاست‌های کنترلی است و حاشیه سود، بیش از آنکه نتیجه راهبرد صنعتی باشد، محصول نوسان‌های بازار است. تجربه جهانی اما نشان می‌دهد فولادسازانی که به ثبات سودآوری رسیده‌اند، از این منطق فاصله گرفته و به سمت «فولاد زیرساختی و ارزش‌افزا» حرکت کرده‌اند؛ فولادی که نه ‌تنها فروخته می‌شود، بلکه در زنجیره توسعه کشور قفل می‌شود.

به گزارش صبح تجارت: احسان احمدی، عضو موظف هیات مدیره هلدینگ صدرتامین: ارزش افزوده در صنعت فولاد صرفاً به معنای پیچیده‌تر شدن محصول یا تغییر جزئی در مشخصات فنی نیست، بلکه حاصل انتخاب آگاهانه سبد محصول، پیوند محصول با پروژه و تعریف نقش صنعتی در مقیاس ملی است.

بررسی الگوهای جهانی نشان می‌دهد در بسیاری از شرکت‌های بزرگ فولادی دنیا، بیش از نیمی از فروش به محصولات خاص، مهندسی‌شده و پروژه‌محور اختصاص دارد؛ محصولاتی که مستقیماً در صنایع زیرساختی، حمل‌ونقل، انرژی و تولید صنعتی مصرف می‌شوند و از منطق نوسانی بازار فاصله دارند.

در این چارچوب، ذوب‌آهن اصفهان به‌واسطه ماهیت محصولات طویل، ریل، تیرآهن‌های بال‌پهن و مقاطع خاص، مزیتی دارد که بسیاری از فولادسازان تخت‌محور از آن بی‌بهره‌اند.

فولاد زیرساختی برخلاف فولاد کالاگونه، تابع تقاضای روزمره بازار نیست؛ بلکه با پروژه‌های ملی، برنامه‌های توسعه حمل‌ونقل، معدن و عمران گره می‌خورد.

تجربه جهانی نشان می‌دهد شرکت‌هایی که سهم بالاتری از سبد محصول خود را به این حوزه‌ها اختصاص داده‌اند، نوسان حاشیه سود آن‌ها در چرخه‌های رکودی به‌مراتب کمتر از فولادسازان کالا‌محور بوده است.

در ایران نیز نیازهای زیرساختی کشور در حوزه‌هایی مانند حمل‌ونقل ریلی، توسعه معادن، صنایع انرژی و پروژه‌های عمرانی، تقاضایی در مقیاس چند ده هزار تن سالانه برای محصولات استاندارد و خاص ایجاد می‌کند؛ تقاضایی که ذاتاً قراردادمحور، بلندمدت و متکی بر کیفیت پایدار است.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که ارزش افزوده، خود را نه فقط در قیمت فروش، بلکه در کاهش ریسک فروش و تثبیت جریان درآمدی نشان می‌دهد.

نکته کلیدی آن است که در چنین مدلی، سبد محصول نباید منتظر سیگنال بازار بماند. تجربه شرکت‌های بزرگ فولادی جهان نشان می‌دهد سبد محصول زمانی اثربخش است که جلوتر از بازار حرکت کند؛ یعنی پیش از اشباع تقاضا، ظرفیت فنی، استاندارد و قابلیت تحویل شکل بگیرد.

این پیش‌دستی راهبردی، امکان انعقاد قراردادهای پایدار، افزایش قدرت قیمت‌گذاری و کاهش وابستگی سود به نوسانات انرژی و مواد اولیه را فراهم می‌کند.

برای ایران، این مسیر صرفاً یک انتخاب اقتصادی نیست. محدودیت‌های انرژی، ریسک‌های بیرونی و نوسانات سیاستی، سود فولاد کالاگونه را شکننده کرده است.

در مقابل، فولاد زیرساختی و ارزش‌افزا بخشی از راه‌حل «امنیت صنعتی» کشور محسوب می‌شود؛ چراکه وابستگی به واردات را کاهش می‌دهد، اجرای پروژه‌های ملی را تضمین می‌کند و سودآوری بنگاه را قابل پیش‌بینی‌تر می‌سازد.

در این معنا، ارزش افزوده برای ذوب‌آهن اصفهان صرفاً یک گزینه تجاری نیست، بلکه یک راهبرد ملی است.

راهبردی که اگر با سیاست‌گذاری درست، قراردادمحوری و تمرکز بر کیفیت و استاندارد همراه شود، می‌تواند ذوب‌آهن را از نوسانات بازار فولاد مصون کرده و آن را به لنگر ثبات صنعتی و سودآوری پایدار تبدیل کند؛ مسیری که بسیاری از فولادسازان بزرگ جهان سال‌هاست آن را آغاز کرده‌اند و امروز ثمره آن را در پایداری سود خود می‌بینند.

print

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

nnPnNL لطفاً کد نمایش داده شده را وارد نمایید.